6 900 80 ۷0 0 ۱ 6 2 ۷۱31۱ 900 41۳5 ۸۷9 39017

۸۸23۱۸5۱۱۸۸۵ ۳ ۸

دتتاعطصاً 7010ع21-1 ۱۸۵

طعوهد طعطع0عظ 4+61

۴ ۲ ۳ ۲۱۶۸5۲ 7 ۲۳۱5 ۳۳۵۸۸ 5۱۴5 0۵۴ دنزاش

۱0۱۱۱۷۶۴5۱۲۷۲ ۲0۵60۵۱۲۵ ۷۲

۷

0 1 |۱۲ ۸00۷۵ ۱ 201۱1 ۷۱۱۳۱ ۵ ۱9

۱0۱۱۷۵۲۵۱ 0۴6 ۵

# حلد سس

بادشاهتامه 7 24 یر جر 2 ی

لا عمی ۱" کمن (هوري المنونیل ۱ مگ ۳9 ۰( سر( 0 0 12۹ ۳2 ۸ اج ا<ظ

در احوال ابو ااحظغر شهاب الدین *عمد شااجپان بادشاه باهنمام اشداف موسینی کال

۶ تمجیی

مواجی کبدر الدین | حمه و مووی درد الرحدم منعاقین

مدر مه کلکزه

7 0 ۴88 با

2 سک 1 030۳ 0 ۳ ج(13 کِ

فرست حاد ددم رأدشا دام ۳94 وا ۳2

ید هت و ات ی حمد خدایتعالی عز و جل ..

آغاز سال اول ( غرة جهادي الثانیه سنه ۱۰۴۷ )

خطاب دادن شاه جهان بادشاه لعل خان کلاونت را ۳

توجه شاه جیان بادشاه بضوب باري .. .

جش شمشی وژن ( ٩‏ رمضان سقه۱۴۴۷ )‏ .. ".." ۰

گدده شدن کوز کریه‌داد پسر حلاله گم احداد رمجدن عرضه داشت صغدر خان که پعنوان سفارت دزد شاه مفی فرمای ررای ایران رفده بوث

سالعةٌ بلد؟ٌ و أن ه‌ ۰۰ ۶ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰۶

وافْعهٌ ایززان ۰ ۰ ۰۰ ۰۰ و 2 ۰۰ وه ۰۰ ۱

ی ی ترا ۱ یغی ورژیدن احمد خان اردان حاکم کردمنان .... .. ۱۸ بقصد صبد و شکر با وذایع دیگر ار ۱ ۳ فلع تندهار با دیگر فلع آن دیار ان ارام ان ور ره ی کشولن حهار رصد بست ور حصس حصدن زمدن داور 4 ری رب و ی ۱ ی ۲ مر بر ثافدن مرژبان کوج هاحو از جاده اطاعت شاه جپان پادشاه باغواء اشامیان با فنوهاتئی چنه مم هم مه ۱۳ حدقدفت ]شام و لیام دزن و هه تن" ۰ ۰ ۰ کش رن نو روژ ( ع دی ااععده سفه ۷ .. ) ۳ ط 9 ترددب دادن جراغان در باغ جهان آرا ۱ واه سپر شکوه پسر شاهزاده *عمد ‏ ۵ارا شکوا ...ی .. ۱

کح ن ثمری وژن ( ۱ بیج ااذاني ۸ ۸ ۶و ۱ ( 0 مر ۱

کشایش یاددری ولادرت وکلاد۵ از حسسی سعي پاد شاه

اررنگ زب ور شم هم ره و و عم ۱۹9 2 زام وگ بر از مضامات رکلاده 3 ۳ ۳ ۱3 عزیمت شاه جمان پادشاه بصوب دار الساطنم لهور دق اه

کیربت ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۵ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ صلیعو

‌‌

زيهباري شدای صس ادگدرا ۹ پرادر زمیندار ۳ یا دواد ث دیگر ۱۷ ۱ تقو بض اد بالمت وید 4 شم ز بعلی ردان خان ی 3 ۴ ۳9 ّ تعوق عارضٌ جسمانی ۹ ی افضل خان وژیر یا دی در ۰ اه ا۱۳

وفات باس عامی افضل خای زه 7 ۱۳۳

جشی وزن ش‌صي ۱۸۱ رمضان له ۱۳۴۶۸ ) .دی مب ۱۳۳ عجد اللة

۰ ۰ 0 ٍ و ۰ دعو:ص ابالت صوبگٌ رد4۸ بشادسده خان از دعطدر

خان ببادر فیروژ جبان ۳۹

عزیمت شاه جهان پادشاه از دار الساطنه بصوب کیبل .. ۱۳۸

چشس فه ,روز ,۰( ۱۵ دي (اقعده سخه ۱۴۶۸ ) و ۱۳۴۲ صعین شدن ععید خان بمادر ظفر هفنگ پمااش د‌ زار

جات حوالی کل 71 ۱۳۴۸ رسبدن ملصوز حاحی بان نذدر «عمد خان دزد باه نفیزاری: ,۱9۲۰ جشی قمري وژن ( ۱۴ ریع الثاني سفه ۱۳۴۹ .. ۱9۵ توحه شاه جپان باد‌شاه از کابل بدار السلطهٌ اور ۱۹ رثر کشددن سنگي بمخل زمدندار کلان و را گر یز

گرففن دعد مقائله و -سص. زینپاری شدان ّ" فا

رهددن شاه حپان یاد‌شاه دار الساطنهٌ (هور 1 - مت ۱۳۲ تواد زیی *عمد پسر شاهزاد, معمد شاه شجاع ‏ .. .. ۱۹۵

ور و سانحة غریبهٌ ابکم ظاهر ساخدن عبد الرحیم بیگ خوو را 11٩‏ ولادت *عمد علطان پسر شاهزاده #عید اررنگ ژیب ,. ۱۷۶۰ آمدن دیاه میسنان بسر زمی تندهار و در گذاشفی قلعهٌ

2 جشی شمسي رژن ( ۴ شوال من ۱۳۴٩‏ ) مه مه م. ۱۷۵ آنش اننادن در ارک ابر نگر و سوخنن بسياري از

کارخاجات باد‌شاهزاده عدد شاه ص یره و ار توجه شاه جبان باد‌شاه پسدر کشمیر خاد نا ۱۳/۹ چشی فو روژ (۲۹ ی القعده سثه ۱۳۴۹ ) .مه .. ۱۸۳ رذن ظریف بماک ررم و مراجعت او با مفیر فرمان ررای

او ۱ امنیلاء سلطان مراد خان بر قزلباش و تخیر بنداد .‏ ۱۸۸ سیر باغ فرح خش و فیض اخشن .مه مه م. .. ۲۹۳ گرذنار آمدن پرتهبراج ولد ججهار سنگه بندیله .. .. ۱۹۳ امن ارظان اقفر شلظان اصزاه قعان ار ی 93] جششن تمري وزن ( ۳ اربیع آذانیی سله ۱۰۵۰ ۰ ۰۰ ۲۹۶۲ توحه شاه جپان بادشاه بسبریداق بینظیر نگ سفید .. ۲۶۱ آغاز سال چپارم ( غرة جمادي (ثانبه سنه ۱۰۵۰ ) .. ۲۶۷ توجه شاه جمان بادشاه باماشای سبر اهبای ثرقي سوی

کشمبر و ازاأجا ار ههور وت یز یا

وصول شاه حپان باد‌شاه بدار السلطفه با دیگر زفایع عبه. ۲۵۶

کرقدت ۰ ۰ ۰ 4 ۰ ۰ ۰ ۵ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ رمیدن ملا معد الله نزد شاه جیان 1

شوه ی دزد ت انط أ[ ۰ 25 ۳۳۲

جای یگ تا ٩‏ في (کچه مذه ۱۰۵۰ 4 ام مالش دادن عظ م خان صوبه دار ك ات نیچ پژوهان

نوا ی احهد ۲باد را ورگ فورق پبشکش از زمبس دار جام ۳۳۰ جشن قمری وژن ( ۶ ربیع الثانی سنه ۱۵۱ ) .. .. ۲۳۵ عصیان ورزیدن جگت سنگه واه راجه باسو و رمبدن او فان اتعال تکوهه از وم ار ای مر ۱۳ آغاز سال باجم ( غرة جمادی الذانیه سنه | ۱:۵ ) .. ۲۴۳ ولادت پاک نماد بانو بیگم دگنر شاهزاده معمد دارا شکوه ۲۴۶۵ اشکرگشیدن شایسنه خان داظم صوبهٌ پننه بر مرزنان پلامون ۲۴۶۸ برگثفی مبر برکه از ابل و گذارش نبدي از پراگندگیی

احوال امام قلی خا ح کم ور مره ره ۳93 لخنی از احوال: آماملدخان و سلوک ناشایسنه نذرعمد خان ‏ ۲۵۲ توجه شاه جپان بادشاه از دار الساطنه به شکارکانو و آهی ‏ ۲۵4۹ وفات یاشی یمد اادرله [مف خان خالغانان «ده سار ۲۵۷ نقل فرمان شاه جپان بادشاه به شایسته. خان. خلف

یمد |/دوله 1 خان موصوف در دعزیت و .ای ۳۹۱ کهایش پدیرننیی حصی موّ و نور و بافی حهون معلقةٌ

گت منگهه س ِ ک ۳۹2

فرسنادن راحهة مارن دیاد پر فلعةٌ حومت ود تخیر آن 2 ۳۹۹

کیت ی

مفنوح‌گشنن ۰ ال و تهاری سر ص ام ۰

جشی شمسي وژن ( 1٩‏ شوال مذه ۱۳۵۱ ) .مه ..

فرسنا ان ظغ,‌خان اش تنظیم صو! ی کشمیر از د ذعدیر تریدت خان

جشسی دو روژ ۱ ۱9 ذدي رلکجه سنه ۱۰۵ ( ۳2

شرح دآمغان سمورحمل ۳ ۳ ح__ ۳

توحه داد شاه زاد5 عون دار شگوه (صموب هار شک

لغنی از احوال شاه صفی و کیفیت و فاث او

جشسی تسري وژن ( ۶ ردبع اذاني اه هه ی

حشن ازدواج باد ناهزاد و عالی سب مراد خش ۳

آغاز سال ششم ( غرو جمادي اذاند» مذه ۱۰۵۲ )

توجه شاه حهان بادشاه ددیدن عمارت نو ۰

توجة شاه جپان باد‌شاه اژ دار (لسلطنعٌ لاهور بدار ااخلامهٌ

(کبر اباه : ۳ 1 ِ ۱

جشن ون شمصی / ۲ ر دی ااععده ده ۱۶۵۲ (

شرح عماراث و ممناژ الزماني مر علبای 0 حمهارن

دای شاه وافع اکدر ابال 9 9 ۳ ی / : ۱

جچشری دو روژ | سا دی | کج مد ۱-9 1

جشی فمزی ۶ژن ( ۱۲ ربیع ااثاني مضه ۱۳۵۳ ) ..

ولاذت سلطان ممناز شوه دصر #عود دارا شوه ك

فک قانونمجدل سر تعیی گریبای «شبا روزی.. .۰۰

آغاز سال هفنم ( غر3 جمادي الذ ذبه سنه ۱۳۵۳ )

بافتر ۳۱

وبغدت ۰:0 ۰ ه۰ ۲ ف‌ ۰ ۰ تیم مق و رفذن شاه حپان باد‌شاه ب۵‌بدان ملطان ممناز شک وق ات | ۳۶ باد‌شاه از داراخلافةٌ (کدراباد بدار السعادت

دوحه ان حپان

وشن ات 3 مد ۳1 ۰ و کی وا | مراجعت شاه جهان بادشاه از اجمیر بصوب دار ااخلانةٌ

کرت ایا .ره ۳ 1 متفه رای دق ۳۱ هرفرازي علامی معد الله خا ن از خدست مزر ساماني ۹1

ون ار تا وراه ا م۱ اوه کج ی وه ۱۰۳ جشی شمسصي وژن ( ۸ ذی القعده شک ۵۳ از ر ۲ وی ای و۱ »وت شاه حبان بادشاه بصوب سور بقصد هیر و ثکار ۳۵۳ کشایش وایت پلامون و اطاعث پرتاب مرزبان آن ملک ۳۵۹٩ .‏ هد روز کا ری منم را جرا م2 ۳ حادنه ءظدمهٌ ری بیگ‌صاحب از رمبدن عطف دامان

طقا ۶ سک پاففوی زر یام رد اما و هد ۳۱۵ کشایش فلعهٌ کفور بندبیرات خان درران بپادر ثصرت جنگ ۳۷۶ جشی دمری وژن ( « لیخ رببع لول مه کر از وم ,۱۲۳۱۷۵ تشریب و تادیب بل ترشاع و ت,ذیب دادشاهزاده صعمن

اورنگ ژیب بادر باعت عزامت از اعور درلت .. .. ۳۷۱ سالعهٌ کش راو اسر سنگه پهر راجه ۳ منگه صلابت خان

مر اخشي را و کشده شدن او 3 ۳۸۵۰

آغاژ سال هشذم ( غراً جمادی الثانیه سنه ۱۶۵۴ ..‏ ۳۸۵

ولادت ساطان عهپر شکوة پسر بادشاه ژاد: معمد دارا شکود ۳۲۸۸

ی ی ( صشت مر ود گرانمایه شاه حپان باد‌شاو .: . .. دناوت حواهر خانهٌ شاه جپان داد‌شاه

جش*عت بافن‌مللهة ملقب به پیگماحب از داء سوخن هداه فرسنادن ءلي مردان خان امه الامرا رز کبل ره تذدده تردیعلی قطعان و معلونجا شدن او مر

جش شمسي رژن ( ۲۴ شهر دی القءد» سفه ۱۰۵۴ ) ءزیمث شاه جهان بادشاه از دارااغلانه (کبر اباد بهارالسلطنهٌ و

جشی نو روژ ( ۲۱ #عرم سنه ۱۶۵۵ )‏ ,.

رخصت نهودن اصالت خان مدر «خشي ر همم بدخشان جشی فمری وژن ( ٩‏ ربیع اذانی سنه ۱۶۵۵ ) ]مدن مبر بواعسی سغیر عاداخان نزه شاه جهان بادشاه فره‌غادن راجه جگت عنگه را بکومک برای تخیر بدخشان وافعهٌ در نوردیدن خان دوران ببادر نصرت جنگ 7

آغاز مال نیم ( غر جمادي الثانیه سنه ۱۰۵۵ ) .. ذرقیی علامی سعد ((» خان بدرجهٌ والای و ژارت کل

ولادت پلند |خذر پسر بادشاه زاده عمد شاه شجاع برادر . . ذکر مجملی از احوال. نذر معمد خان پا سادعه چنده ‏ .. ۱95

ذکر راقعةٌ کیمرد و تاخت اصالت خان و دیگر سوانم

کیفیت

]من عبد الرده‌ن دپوان بيگي و تردیءلی بر کهمرد ‏ .. شنافشی راجه حگت سنگه (عدود مراب و اند راب و ماخدن حویجن قلعه و پرداخدس ره تدر ۵ اوزبک 1 0 مراجعت شاه جپان بادشاه اژ کشمیر بدارالسلطِنهٌ اهور .. فافکرن تور لا ۳۰ بای یی (حع

ذکر مرقد یمبی الدوله اصفب خان .. مب .. جشی شمعمي وژن یاه تخه ۱۶۵۵) و

فوصت عساکر شاء حجبان باد‌شاه بقة

ح بل و بوشان ی گذ ارش جشی نو روز ( ۳ صفر سنه ۱۶۵۹ ) .. .. ارسال جان نثار خان بردم رسالت بایران

زقل نام شاه حبان بادشاه بشاه عباص منصمس تعزیت پدرش شاه صفي و تهنیت جلوس او - از منشأت علامي بو و کی ری هیل) 52

توحه شاه جهان پاد‌شاه از دار السلطنعٌ (هور بصوب: +ار الماک ون لاک نا

چشی قمري وزن ( ۸ رپیع الذاني جنه ۱۴۵۷ ) .. ذکر ضوابط معینهٌ شاه حپان باشاه برای صوله ۵اران روانه شد بادثاه زاده مراد بخشر از جاریکاران به یز اه ت ۳4 رسیدن خمسرر پر دوم نذر معمد خان از بدخشان نزد شاز

جپان پادتراه ۰ ۰ ۰ ۶ ۰ ۰ ۰ هط ۰

۴9۳

گدغیت

کشایش دلعٌ کهمرد و حصار غوری 3 هب 3

۰ 5 : ۷ ِ" دکر کلم قطان و

بر پدیرژس فذدز و بخ و فرار ورزیدن ندر #عمد خان

دغل دام شاک بان پبل‌شاه ره نذر سمع مد خن 3 از مردشات

علامی سعد الله خان

غاز سال دهم (غرةٌ جماد‌ی اذانیه سذه ۱۶۵۹ ) دارد تسیر لاهن ند 9 1 ژ 2 هر ق ۰ ۰ برد مود بهادر خان و اصالخان با نذر دمن خان - و

شکسصت پافنه گر ۳ رن او بصوب خ راسان

گذارش الماس بادشاه زاده مراد بخش رخصت مراجعت درگاه شاه جمپان فاد‌شاه و [لچ» پران منرتب سرد 5

ارمال سعد الله خان برای تنسبش ملک بلج و تفظیم احوال میاه و رعایا

قکر وثایع بدخشان ‏ مه ... .. وافعهٌ |فد خود ۰ و ۰۰ ۰ ۰ هه ۰

ذبذی از احوال خسرو دک سا نع جنگ المانان

د-نوري پافدی مدر عزیدز (صوب ایران نزد نذر سعرل خان فقل نامه شاه جپان بادشاه به نذر "عمد خان - از منشأت

علامی برع اثله خان

1

۵ ۵و 9۵۰ و ۰

24 مب ریاف و «دازل دار ااماک کابل و ۰ ۰

>

90۹

0۸۱

8۸۵

کدقدت ۰ ظ ۰ ۰۰۰ ۰ ۰ ۰ ۳ ۰ ۰ حتودقت ازهار و ریاهدن و فو[که ی ۳ :|99 ماوت شاد حهان بای شاه از کابل ب۵از السلطنه (هور ِ" 2۹۳۴ ارمال فذم نامه خم و بدخشان مصعوب ازسلان ببگ بغرمان ررای ایران و ۰۰ ۰ ۰۰ ۰۰ فقل فقع نام مدکور 5 عااسی سعد له خان قلمی نموده 8۹4 وفات یادن سلطان بت بو مب و 2 9:۳۶ ذکر علی اکبر با زرکان ۰ ۰۰ ۰۰ ۰۰ ۰۰ ۰۰ وان صوبهٌ بعد معاودت علاحي سعد الله خان. .. ٩۱۳‏ ساعهٌ جوانب بل ۰۰ ۰ ۰ ۰ ۱ ۰ ۰ ۰ تا ء ۰ ۰۰ | ۷ ری و در و99 گذارقل اخوال المافان ,شرب دار و ی حدم 2 ۹ سانحهٌ [مدن (مان بیگ شقارل ربش سفید (لوس تدیاق

و آتش فلماق برادر کفش قلماق ب» بخ نرو. .رامو" خان

7 اصالت خان ۰ ۰۰ ۰ ۰ ۰ ۰ عء 1 ۰ ۰ ۰ ارضا و نش وژن شمسی ( ۲۴۶ فی ااحجه سنه ومد .. ٩979‏

۰

وفات یافذن مثی (لخسا خانم . 1 4 2 ۳۸ کر سب او . ها و 2 د و ۰۰ ۰ ۰ ۰ ی ۳۹ دش فو روژ ( ۶ صفر مذه ۱*۵۷ ) ام و 1 1۳۵

دود شیاه تعپان باد‌شاه .وب کال نودمت

کدشدست ۰ ۵ ۰ ۰۰ ۰ ۰ ۰ و 2 9 1۳۹ 2 اد سخستندیی مالس بخ ۰۰ ۰ ۰ 25 ۰۰ ۰۰ اج ۳۶۲۳

سالعٌ دیگر 4 ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۵ ۰ ۰ ۰ سرعر" یی تخادنه جرد بدخشان مد و ۱ * ای گر که جک طالقانی اما رد را ۳9 اولدن 3 عوری تاد ٍِ ۰ ۰۰ ۰۰ رل ۹ ماع درم ۰۰ ۰ ۰ ۰ 9 ۰ ۰ ۰ ۰ ۶ ۰ ۰ ۰ رت |۰۵ وافعةٌ مور ۰ ۰ ۰ ۰ ۰۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ 19۲ ساعةٌ چهارم ه‌ ۰ ۰ ه ۰ ۰ ۶ ۰ ۰ ن ٩‏ تخسندن وانبه موی لم اه ۳ ۱ ۱ وافعهٌ دیگر ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۵ گذارش رن نذر معمد خان از اندخود بصفاهان نزد والیع ایران رامحد کوک - و ازالا #جت اچبیکنو و مد امن ج و #تعاصره ذمولان حصار مدمه - و آزان ایس بر گردیدن ۰ هه ۰ ۰۰ 9 رد ۰ ۵ 9 ۸ گذارزش مبل و مسالک از کبل به مخ - و رفن بادشاه زاده معمد اورنگ یب بهادر از راه آب درد :جانب بلج - و برد اه او بر مه مه اش ق۱۳۱۱ حشی تمری وژت ۱ ۸ رس الثاني سله ۱۶۵۷ ( ۰۰ ه ۷۸ ذکر وفات دج ناظر ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ه ۰ ۰ ۸۶ ۷ رسردن باد‌شاه زاده معمد آورنگ زر بم‌ادر به تب - و توحه

دمودن به تدرره بدگ ارغلي و عدرک که با حدشری درنواحیی

7 7 ..) هچ ۰ ده مد دوم دک مر صف فده فراهم آمده بودند - و ح<روب آن وال وی پا ءبد العزیز خایي و برادران او ریت ۱۸9 گذارش اعم: کمیم وال رد مد مد ام وج ۷۳9۳ ذکر حند امور نا نایسنه که در یساق لیخ روی مود ..‏ ۷۰۷ وه سای اشامن بان فا زاوها پای دود لاه ۱ تفصیل صوجات ما ذکر جمع دمامیی مولکت ۳3 ك- ۳ ان ۳ شرح تفوادری ن تبعایر شاه حپان پاده هر مر ۱2 بیان مواکب شاه جپان پاد‌شاد . .. و لیر ایا ذکر مناصب بای‌شاهزاد‌ها ۱ ذکر نامب اسراي ی هزاري شش هزاري 7 او یو ما وی ]با مه مود موم همه مرس ۷1032۵ و 7 وم هزار و پانصیدی . . . دوهزاری ی ی ۹ ای و ها ۷۳9 هه مایق یی شزا هزاري

داي تک سح

کبفدت

هشخصد‌ی هغنه.دي خحصدی

پانصد‌ی

گذارش حجعلتی از اح پر طبقات چار کانه طبعه مشای کبار سیف حعغفر :

سید جلال:

صلا شاه بدخشی

ملا خواحة

(بو المعالي

طبعهٌ علما

شسعت الله خان ..

علز تک دض خان

وال مایم و غدرهم وان مشنمل (سمت

هلا عدد |اعکیم ميالکوني دگ ۳

فلا علاء (لماک تولي

یرک شخ هرري

سرد احهه سعله ‏ و .

طدعَهٌ حکما

ویر خان و حکیم مسیم الزمان . ی مه مه

۷۴۱ ۷۴۵

کبقیت

حکیم معمل وود #واطب. به تقربکا.. ۰ ور ایض حکدم (امدک ِ ح_ : 1 ِِ _ ۰ ۷۷

حکد سوسیا 5 ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ابضا

1

ی بت

۳۰ 2 رو رهش اور وه یی بو که وین

طااب کلدم ۰۰ ۰۰ ۰۰ ۰۰ ِِ ۰۰ ۰۰ ایضا

۷ پوت ظ «حجویی کاشي ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰

سم ۸1۱ الرحمن اارهدم

سچاس والا اماش دادار کار ساز - رز کردکار بی انباز - را که بمددکاریی اندیشهٌ خی 7 - و دسنداریی خامه مه رآهیم - نگرش نیرنگ یی اقبل جبان کشای شاهنهاهي - و شگرفیی داولت گيني آرای ظل اللبي . 9 |حوال مقدس نخسنی دور از ان اتدس - که 0 ده سالهٌ سلطذت ایه مبعاد خدیو زمین و زمان - و خداوند مکین و مکان - است - بمزاران خجسنگي او فراوان فرخندگي - حس اجام گرنت * ني ني کو انديشه و کدام خامة - نه ترا در خور ۳ کار بزف بضاعنی - و نه این را بانداز؟ چنین شغل مگ اسنطاعنی - این همه از انوار نظر خورشید اثر پادشاه کان ۵ستگاهست - و [ثارتربیت اکسیر مرتبت شهنشاه نلک بارگاه * زان سنگ بی رنگ فطرتم شعلهٌ حسرت در دل بواندت آبدار بر |فروخنه - و ازین ارزیز ناجیز طیندم زبانةٌ رگ در جان تبجر مسبوک بر افراخته * انفعاج معضلات مور بنوجه دشوار کشای آن صورت اطف رباني 5 زمانه بخواهش او کارگذار است - و چرخ بغرمان او در گیر و دار - مفوط است * و العلال مشکلات شیوی بنظر

ارت بخ دنر ی (حمت "#عااي ۳11 ۹ بردش واکتن بکام اوست ت

و آرام زمین بآرام ار - مربوط «

۳۳ مغر اینست وگرکس به ازبی‌داندگفت گو بیا اینک ارکن: ود بزرکن دار

حاش لله که نه می‌بنده همي گویم زان اب ای ار ایغم انبال‌شهاست ورنه تومیدانی نیک که چو می شاخ کپ مدود کی آر د بار اکنون که گلگون تبزکام اسمان خرام خامه در مضمار نگرش وقابع نکسنبی سال از دور دوم جلوس ]:د پیوند خافا فبصر غلام - و خدایان سلیمان احنشام - لجولان در [مده - اگر ررژکار بیونا سازکاری کند - و زندگیی گربز پا پاباري - اي عيفةٌ اقبال را که جلد ثانیی پادشاهنامةٌ نامي است - بلجی که دشوار پسندان کر کلد حی طرازي را #عبرت اندازد - و به نممطی که جادو گران کار خانهٌ معنيی پردازي را بغدرت - بزیور حسن اخنقام مزیس گردانم - و بطغیل گذارش رفایع درین‌نکاردن نامه که تمیم گ ردان هونجاري- و تعوی بازری جماند|ریست - ناسم که گم نامي نامور بود بسان عبت مکارم و صورت مفاخر ارلیای ای‌دولت فزاینده مشهور جهان گرده - و بختنم که بناکاهي در [ناق ممر بو چون دولت اصفیای ایزن نلطدسی بارزد؟ سوق حماندان ِ ایزد ءطده +خش این فاگزیر امس و اماني - و نا گزران درلت جاوداني - را بطول عمر - و طیب عیش - و نشر مغاخر- و حشر عساکر- و جمع بلاه - و قمع (ضداه - اسکار صورت و معني داشنه سای آسمان پا این

آفنات «چپر جمانداری بر اداني ۳ اداصي رل ول و مبسوط داراد تن

[غاز سال اول درم درر ازادوار خلود اثار جلرس متدس

روز سه شنبه غر؟ جمامي (لثانبه سال هزار و چل و هفتم مطابق بدسمت و شام مر تخسند ی سال از دوم دور جبان افروژیی جلوص عالم آراي خانا معدلت پیرا آغاز تاه رد دسیم افضال باهنراز در آمد - عنیه کامراني دشگفت.دابای زمانیان ساننه کف دریا مان خدیو اتبال منجسط گشت - دریی تاریخ شاه نوا خان قوش بیگی را چون لوازم ثکارفعل که چکودکیع آی در وقایع سنة هشت گذارش پافنه ندکو سرا نجام داده بوذ - بعناءت خلعت خامه و اسپ از طویلهٌ خاصه بازین مطلا و فبل از حلقةٌ خاصه بر نو|خنند *

چمارم [ جه‌ادي الذاني ] در داماد احدادیکی *عمد زمان پوز پیر داد دوم صا دب داد با فادر داد ولد عمد زمان و نول-ه احداد ر علائی زن احداد والدو ءبدالقادر خواهر رشبه خان ولد جلاله و گروهی دیگر از همرهان عبدالقادر که در صوبة کابل گرد نثنه مي | نف ززن - و پصس از فرو رفذن عدد القادر معدد ان اینان 3 بسعی و تدبیر بدست آورد روانٌ دراه [سمان حاه ساخنه بود بأسنان معلی رمیدند - بادشاه جرم پیش عذر نبوش *عمد زمان

و صاحب داد ر مرحه تا خاءس و اسب - و دیگران ر دعدارت

سذه 9۴۷ | ( ۴ :) اول سال

شاعت و بر ذوا اخاه ند رود خان 5 احدا ات - و خدست

ان ۴ نظم ولایت ثاعگاذه باو مفوض - و از سعادت پاوري و حسی عقددت بوالپايٌ امارت رسدده - فرسادند - و کفالت ایغان برو مقرر گردیده دم ۱ جمادي (اذانده ] پسران راجه انوب سنگه که برخی از احول او در خستین جلد اب «چاس نامه در اثناي گزارش موانع سال ششم نارش بانذه پس از -پري شدن پدر باسئلام عنبهٌ ناک رتبه ناصیهٌ طااع پر افروخنند - جیرام تذسنیی پمر به‌ردمعت خلعت و مذصب هزارجی ات و هذنهد سوار از ال و اشافه و خطاب راجي و اسپ وفدل - و حمار پسر دیگر ار فراخور حال بمناب به‌رافراژی یاددند * چاردهم [ جمادي الذانبه ] دوازد» فیل پیشکش معنقد خان‌ناظم صوبهٌ اوزیمه از نظر اشرف‌گذشت - ویکاللگ روپیهفبمت‌مقرر ند * نوزدهم [ جمادي اذانده ] حکیم - برادر حکدم 2 (لله شیرازی که بازگي از ایران [مده بود ذاصيةٌ بخت بلقبدل اسنان ءرش مکان بر افروخمت - و از پبشگاه نوزش!عنایت خلعت وانعام سه هزار رویده کمیاب شده در زمرة بندگان درگاه و( مفحرط کیت پدستم [ جمادي الذانده ] بسلاله دودمان اصطفا سید حلال الصدی سید عون کی اتی - که اخنی از «مونسب و علو حست و فضایل و کمالات او و نباکان او در ]خر جلد اول گذارشض پادنه - د؟ هزار رویده - و به هاشم کاشغری در «زار رویده - و بزاهد بنک کشعری هزار رزیده علایت شد و

داهدستاو #جم 1 جم‌اه‌ی الذانده ۲ ءرزث خان (م2۱- ب درهراری

اول سال 1 2 مه ۶۶۷ | هزار و پانصد عوار- و عوض خان قافشال بمنصب هزارو پااصدی هزار و پانصد سوار از امل و اضافه سرانراز کشنند «

غرو رجب - لعل خان کلاونت راکه درد عبهد معادت مپد مرامد نغهة سرایان هندو سناني زبان است بمرحصعت خاعت و خطاب ۳ ی ممندر بر نواخنند - او داماد باس پسرتان سب اسصت که حالش گزارش می یابه - و طرژ اورا از شاگرد‌اننش ندکو فرا گرفنه - و در خواندن دهرپد های ار بررش ار عدیل ندارد - او چمار پسر ۳ رد ۹1 هنکام خواندی با او ۱ نبا زند - بپثری ای پا خوش ۲عال است و بسرام - اینان در خوانندگي قرین بکد بگرند تخسنهن چون فبمی و سلبعَهٌ درستي دارد بنام ذاممی خدیو اقبال تصنیفات مي 1 |ما تیان ی رین زمان عشرت آکدن ی مت تزدیی حگذان مپاکب رای امعت - اگرچه مدار اسثانی خوانندگان هندوستنان ببشت نشار بر تصانيفي که آذرا گت و چدد و دهرو و(سشت گویند بود - لبکن از (نرو که ای ذخمات شگ بف دُد ری مزبان کزدادک شدوع داشت - و مردم این مر زژمب از عدم ادررک معانیی 1 بجز ننمةٌ و آهنگش در نمي یانثند - میر خسرر هزاره نزاد که از سرید ان شخ نظام الدٍن بداوني مولد دهلوی مذشاء است - چبار گونه برسرائیه - يکي قول که بقانور گیت شنمل امت برعربي و فارسي بنظم یا بثِ_ِ و بناء آن بر یک تال امت یا دو یا مه پا چهار - دوم فارسی که اشعار فارسي با ترانه مبني بر یک تال فراهم آزرده - سهوم یو بی‌اشعا راساس‌آن بر یک تال کداشنه

حهارم تصنیفی است که برخدوناني ژبان برگزارد » - و آثرا خبال

سنه ۱۰۴۷ ۲ اول سال و امثال ان نامیده است - و خیال بیش از,مدر نیز بگچندی بر هرائدده اند - پس ازان راجه مان ذوفوز که فلع گها والبار در تصرف او بود - و بر دقایق نغمات و تصنیفات هفدومنان که ژمام د(شت - معانیی نازه بربا گوالبارگزارش داده - طرز جدید درسبان

آورد - تادربانت آن بر همگنان. آعان‌گردد - و تصنیف مقضمذکر کش را که پیشوای دی کقره بود بش پد ذامیه - و هرچه در سنایش دیگر بزرگان کش با ذعریف ارپاب روت با تفصیل مراتب عشق فراهم آررد - اسلت ردهر پد - نا یک بخشوی کللونت که از تربیت گردهای راجه مان بود - دهر پد را «جزالت مضامینی زگین - رساست عبارات نوآئین - و حس نغمةً دل نشین - و لطف تصرفات گزبی - بیایهٌ کمال رمانید - جنایعه آهنگ بی همنائی ار روزگار را درگرفت - رسای آواز او بمرتبهٌ بود که برخلاف هاثر نغمه سرایان که ائل مرئبه تا دو کس هم آواز نشوند نوکو پنوانند خواند - تذها درکمال خوبي ور سير آهنگي #خواند - و و شد بغایت بلند را که بزبان هندومتان تیپ خوانند - بنوعی

۵( میکرد ۵ که دانایان دشوار پسند ای دري تعسدی و ری می نمودند - و مناثر میگشننه - ودر رفت خواندن پکهاوجنیز مینواخت و در الاب که ادلی غمهٌ مرف (ست - و هنم هرائی بان آغاز گددد - طرز یکناتی داشات- پص ازانکه راحه مان رخ تت هسني بر بمت چندی با پسر او راجه بکرماجیت بسر بری - و چوی فلع گوالبار ی ولایذش از ذصرن راجه بکرساجیت بر (مد - دزد راده

2 لا (3 ۱ 4 | گذرانید - [خر اسر سلطان برادر "جراتي از شنیس احوال غرابت اشدمال نایک فربفده کشنه از راجه کرت طلب دمول وراجه کام و نا کام دل ازنا یک بر گرفنه پیش او فرسناه - سلطان بهادر پرسیدن 1" کاب زمانه ذناط بان پایاس اندوخمت - و نایک دعب عمر همانها هی رح - دعن ازان قاری زغمگّدلکشای تانسیی کلاونت او سالنا دزد راحکٌ ملک بنه و فلع بازد هورام حذد بکپبله (سباب کامیابی [ماده داشت - جون بکنائی‌او دربر‌فن دقیق در جاص بوشمت تشن پاد‌شاه وک پارکاه حصرت مغر [ قطان + ۹ *جمع دانشوران روژگار - و مرجع هنرمندان هر دیار- بود - مکرر مذکور راجه وا وحول کمال خواهتصی آزروی فرمان پدپری دادسیری ر روانهٌ حور گرد انید - یعد ازادکه شرف آمذانبمس دریادت و دعمه پردازی و لطف آواز ار خاطر اقدس را نشاط [گیی ساخت - اژ پیشگاه ارت مشمول نوازش پدکران فرمول 5 دسیت بمهسهران پایةٌ اعنبارش بر افزودند - امروز مدارخنیا گران هفدوسنان بیشت نشان پر تصاذیف «خشو و تصاذدف اومت *

دردن داریخ [ عررحب 1 میر خان مبر توزگف از اصل و (ضافه

هشنم 1 رحس سرادداژ خان فلماق بعنادمت نقاره دلزد آواژه کشت - جون بعرض شرف رسید که مرشد فلی خان فوحدار مپثرا

و «بابن و کمان و پهاری در اثفايی تاخت بریکی از مواضع رصبنةً

۱۳9 ( ۳ ادل مال آن سرزمدن که دمرد گزینان [ تعدود دران گرد آمده بودند برسیدن تفنگی جپان را پدرود نمود «

چار دهم [ رجب ] 2 ودیره؛خان را بعوجداری و تبولداریی آن محال بر نواخنة دسئوری د|دند *

هقدهم [ اجب ] راج» بینهلدای از دهندهیره ٩‏ بطریق وطن باو مرحم شده - و هزدهم راجه کجسناه پا پسر خود جسونت سئگه از موطی خویش ببارگاه معلی رسبده دولت کورذشن دریافنند - شکر الله عرب (خدست کوتوالیی دارالخلانة اکبر آباد از تغیر شاد ءاي و اضانهٌ مفصب مباهی گردید »

دیسشا وم [ زجب کلیان جها مان را ۶ 3 رخی از احوال او در تخستنبن حلد گزارد» آمد بدرگاه جپان پناه [مده اخنی از اشبا که رانا بعنوان پیشعش *عوب او ارسال داشنه بود بنظر اکسیر اثر در آورد »

بیست و ششم [ رج.ب ] حکیم حاذق را از منصب باز دشنه پانزده هزار رویبه سالداذه عنایمت فرمودند *

شب پیست و هفنم [ رجب ]ده هزار روپیهٌ مفرر بارباب |سلعشاق رسدد ه

غرو شعبان (ماذت خان که ِ خط او خط نهخ بر اوراق فع نویسان وشت کشیده - در حایزة کنابه که درون* گذین ان رفعت مزار خلد آثار حضرت مهدعلیا ممناز بلزمانی نکاشنه بود بعنایت بل کام اددوز گردید » ۱

چهارم [ شعبان ] بدرة الناچ خلادمت پاد‌شاهزادة والائدر عمد

آول سال 1 ۱ سثه ۱۴۴۷ داراشکوه - و گوهر مندف جهانبانی پادشلهزادة عمد شاه شجاع بهادر - خلعت زمسناني - و بمبین پور خلانث در الگ روپده نقد نیز - بطریق (نعام مرحمت درمودند - و بیمین الدوله آمف خان خان خانان مپپسالار- و عامي (فصلغان - و دیگر اسرای ‏ عهدة حضور خلعت زمسناني عذایت شد - شاه علي بخلءث و خدست فوجداريي |جمیر از تغدیر اثر وده پسر راجه بدغپلداس که نبابة بان می پرداخت و افانهٌ منصب ر مرحمت اسپ عز افنخار اندوخنده

بدا صوب مرخص گردید «

گرارش توجه موکب ابال بصوب باري و جشری شمسی وزن اتدشس بعی معأودت

هشقم [ شعبان ] (علام ظفر انسام بنشاط سیر و شکار از دارااخلانة آکبر اباد بصوب باري پر افراخده ]مد - و باغ دور مفزل معروف به دسرهبه ورود اذدس نضارت ر طرارت و ردوي یانت - راجه بینهلداس ۳ «خلعث بر تواخده بوطر رخصست ما ۳

ذبم [ شعبان ] از ثور سنزل کوج شد »

درآزدهم [ شعبان ] منازل ماحل تالاب باري به نزول اشرف پاب آسناني پافت - پم روز درباري و هشت ررز در تواحیی آن رت اندوز صید و تغچیر بوده مه فاده شبر نر که از هول حملهٌ آق زهر شیر آممان آب گثني - و چندیی‌ندله کار و آهو وجز آن طعمهٌ نپنگ تفنگ گردانددند - میرزا مرا صفوی مخاطب بالغفات خان بمفصت دو هزاري هزار سوار از اعل و اضانه و بانعام

۳

سفه ۲۴۷ | ٩‏ اول سال ۵ هزارروبیه کامیاب گشت -وبنامر موافکهي نیل عطا ذرمودزد + " شمیت پانزدهم [ شعبان ۲ بدساور ممیی نالا معا را بعناینت 1 هزار رریده دامس امد بر ]مود دی » دوم رمضان عمارات روپباس *عط حشدمت و افبال کر ِ درین مکان نزه چبار روز مسرت صید و ذکار اندوخنه از راه فاعپور پدار لاف اکبر اباد منوجه گذننند *

هشتم [ رمضان ] خان خانان «پرساار و عامی مرگ رمفشان و دیگر بندهای اخلاص نشان کة بامر خاقاني در دارا الخلاده مازده بودند, پدیره تنده در نور منزل بفقبیل تلو" ملایکت ان احراز سعاداث در جهانی زمول‌ند *

رشان | مصابق مب روز مبارک در شذبه ۳۹۹1 ذلک خلافت با نر ایزدی سا حمت دار الخلانه را بوررد مسعود سعادت آمود گردانیده فروغ انزاحی دوللانةٌ معلی گردبد - و ازاجا که ساعمت فمخندة شم‌سمی وژن اخنغام سال چل و ششم و افغنام سال حل و هام از زند کانهی حاودانی ي بعد از انقغصای پم و نیم گری این روز مبارف بود - پیشکاران بارگاه اقبال حریم دولت را پسایه بانبای رنکا رنگ - و بساطبای گونا گون - و اصناف اوانهي زرد - و سدهدن - آراسنه بودنف - و دربن ساعت حجسنه ۳1 گرانمابع کودر بر و همم و دیگر اشیاه معبوده بردخنه امه - و جیب و داسان امید جمانیان بزر نثار بر آمود - خدیو هشت افلیم بر سریر مر تغویر که بر تخت مرصع زبان زد برنا ر پیر است جلوس

درموده دحث زر ادشان ببدل و عطا بر کنهادند - بپاد‌شاهزاده بت

اول سال 1 ۲ شمه ۶۷ ۱

بددار *عمد دارا و - و هرو جویباز ساطنتا پادشاهزاه: معمن شاه شجاع بهاددو - و پاد‌شاهراد و وا تجار مراد «خشس - ید امت از ط طویلٌ خاصره با زین . طلای مدا کار عذا ادمت شاه - و دو اسب اژ طویلهٌ خاصه یکی بارس طلای میا کار دیگری وا زد طلای) ماد بواحطءٌ العقد فرصسان ردائي پاد‌شاهزاد» رل (ورنگ ( مسا بادر 5 ۵ ر دولداباد دول ذل ارسالد |شدزن - دی دود ری اادواه دوز تو اهب از طولٌ خاورهة یکی ی زدن طلای موی کار دیگری و زدن طلای شا - و بسدد خان جبان و راحه گچمنگه خلعت مرکمت فرم‌ودند ‏ پیشکش خاأن دوران بهادر نضرت حنگ صوبه دار مالود در هزار دودامي بنظر انور در ]مد و در سر مد ممالوه از دیر باز بح 1 مي پرداخذند (ما درب درلت خد( داد که روژ دا باژاز هنر

پرورد مت بدایهٌ عالي ید5 - حنالیه قدمت حامع واری اژان ۸5 بوژه‌دار رذگین باشد هشناد روپده - و ساده چل روپده مقرر شده - در نعست و نغامسست هد پارحه از پارجپای هدن که خاصهٌ سوآ۵ اعظم هندوسنان بوشت نشان امت بآن نم‌یرسد - و درهواي تاپسنان

۱ لباس‌اندس ازادست سب ن ۵وزان با در و شایسنه‌خان و اخذ بی‌دبگر از اسرای تعبغات جنوبی»مالک - ماذفه سوبدار خان - و رشدد خان - ۳ غیر ایفان - قلعت زم‌سدانی فرستاده مد - ده حلال و دو پسرم او فرجي و دسنار شال مرحممت دمول 5 رخه.ت گجرات و(د زد - و خار رف اشرغی باو ۳ شش صه گم عوب او پر 9 ده ذشینان گجرات عذایت 2 ۳9۳ صلابت خان اژ ال و اضراوة پمخصرس دو هرارعق ات

۴۲ هزار سوار مر بو ادراخت " حکدم موصنا دسالدانه د سس هزار رده

سذه ۱۰۴۷ ( لبا» ۴) ادل سال از اصل و اضانه نوازش بات - ملا عبه الاطبف دفغر دار تن بخطاب عقیدت خانی »خر گردید - و جون این مجاس فردوس ین بشاط و شادمانی ر مسرت و کامرانی باجام رسبد - خانان خورشید (فضال «عاب نوال مشکوی مینو مدال را بغروغ عظمت و حال نور گذن گردانددند - و نواب فلک نقاب عرش جذاب پاد‌شاهزا۵ جماندان بیگم صاحب افسام جواهر و دیگر اصثاف غایص برمم پدشکش گذرانیدند - و بشرف پدبر تُي رسدد * بانزدهم رمضان پیشکش میبرزا عبسی ترخان پانزده امپ کچیی که از جونا گته فرسناده بود - و پیشکش "حمد شریف عالمی ,بافر خان مه فیل کم از رتیه رواک ۱ از ذذام اندس گذشت » بیست وچپارم [ رمضان ] ءبدالرحم ررهیاه که داخل لشگر منصور دک است بماصب هزارجی ذات و هشنصه سوار اژ اصل ر اضافه سر افلخار بر افراخت - کلیان جپالا ملازم رانا جگت سنگه بعایت (هپ و فیل سر افراز گردیده دحنورعی معاودت یادت - و از فزونیی عاطفت برانا خلعت و فیل همراه او فرسنادند ه کشته_شدوی,کور کرده‌داد پسر جلاله دم احداد جون تِ_ از (! رسات ندز 25 رفم صلال ت بر پوشا ح ظلمااهی اپنان مثدت بود از تیاه :*چی عذر خواهي که لازم شگیمت فذنه مرشت آن بدسگالان خسارت آثیر است !خیال معال انتادد. کور کربمداد معصیمت نراد را با منتسیان و اخنی از انصار و اعوا:

و بددان که «جد و جرد ببادران ظفر نشان اوارة دشامط ادژار

ول مال ( ۱۳ ) 23 گشنه در حدود نوحانی فررکش کرده بودند طاج دانده در کمن اتنظار نشسنند - تا هنکام فرصت به تبراه آ[مرده باثغاق مردم تیراه که در ظاهر بخوردیدن حادءٌ (طاعمت و و ,مان پدیری پ ود ایک بیان مرانچام می دادند - و در باطن بانديشه مخالفت وعصیان مواد خسران ابدی و خذلان سرمدی می اندرختند - وبراي دنع ملک 2 ح ۰ سس ۹ بمعادت و رهذه‌ونیي دوات‌غاشیة (زعباد اولیای این سلاطکت خد| داد بردوش دارند ببانه می طلبیدند - مر بشورش بردارند -

خان ود دار کبل که درجم هرسال فشلاق در پشاور تمو5 بول تریب پانزده هزار پیاد کوه -بر کماندار از عشایر افاغنه آن دیار که بسطوت اقبال خاقان دلک بارکاه همه را ایل و منقاه ساخئه بود گرد آورده کشمخري وکیل خویش بمالش مقاهیر معد 0 انغایا پیش از وصول افواج قاهره دود دخ راید نی کود دشرا 7 مرزمین برای حراست سال رحان ازدست انداژ ببادران دیروزی نشان و کریمدا۵ ر ۹1 سماد8) بخ فرار دموده رت مد باغواي نذر کعمد خان دالعع بخ پوشیده ورقبایل نغر درآمده آتش ودنه مارب مسیگرد نود تج دشناس ر بر معاضدت و سوافقمت خان مزبور تعریضف مینمود - با برادر هزار میر ادرک زئي کة با کور کریه‌داد نرد یکردگی می باخت از هم گذرانبدند - وبدیی دست آویز

اکذر سران نغر عسکر اتبال را پذ‌یره دمونه در باگش بالا دودندد -

شه ۶۷ ۱ ( ۱ ۴ ) اول سال و حون دلاوران پبکار گزین داخل خر گر دیدند"ب گروها کروة مردام یا بوساطت نیک »گالان ایزن دواحت داد صوات 1 ملعق گشننه - مگر المس ( کري دیگر دو فبدلهٌ وببله که کور کریمداده با دیگر مقاهیر بی بنیان دران گروه بی رشاد بسر می برد - و چون از فزونیی. حراسص. روی |مدی ندشذند راه زینپار جز کح فرار ندانسنه بکوهپای عسدر العبور و درهای نگ یناه دردند - ۸ و زب ۱ خاد» خرابان دی ودیخنی ازبیخ و رن بر کذد‌ند - و ازجا 5 الغان ایری دولت همان رثبت را جز ناکامی نصیبهً نبست دران جبال مرتفعه و شعاب ضبقه ازبالا برف وباران مانند نواز لآسمان برمذارق شان [ ی باربد - و از پاندن سدلاب شمشیر آتش |فشان پیادهای کو" ۷ ۳۹1 حوزی باد دٍِِ کزگ معاب بش زا ۱ کشد ی کاخ هسدیی گروه تا کیره ر از پ را ی انداخت - حون مقاهیر از شرع درودات هو و تجزیی‌اب تیغ *جاهد ان فیروژی اننما پسنوه هل ن بود دد - و هرروژ حمعیي مرحاه پده‌ای نبستی سیک تنب 1 ری حز 1 با دوایع و واحق رین ذمبول ذ - و ناگ آوران : دصمرتا من ازجا مراحعت کرد 8 ۸ پبشاور دزد سعطا ی خان رود زد هه خرن حقدقت حال درگاه معلین عرضة ۵|شت دهوك 3 اورنگ ذشدن افیال او را بعدایت ارسال. خاعت خاصه سر بر افراخنند - و فرمایی شد که آن تجه‌کر مده روزار را به پاسا رماند - او پسص از ورود برلیخ‌جهان مطاع آن غنوده

+خمت تدره اخثر را بقدل. رسانده *

اول سال ([ ۳ ) هی 9۶۷ | درینو( ءرضه داشت صغدر خان که در تشم مال میمنت اشدمال, آورنگ آرائي خافان ماک سدان بعذوان سغارت ۳ شاه صقي فرمان رراي ایران رفذه بود مشفعل بر ب«ي سوانی آ] آ مملکت که باعت ۵ رنگ هغدر خان درآنماک و عبب تاخیر دیدن شاه صفي کش شفه بدرگاه خوافیری پناه رمبد - و آزان رو که دانسدري نن سوالیع مدپوره دربعضي وفایع أنذ» مدخلي دارد‌آثرا دریرن نکارین نامه برمی‌نکارد * 1 سا بادة وان امت - تفصیلش آدکه پاشای وان از قبصر

روم سلطان مرادخان متوهم گشته بشاه عفي نوشت - که اگر فوجي از دلبران کار آزم وله روانٌ ایی حدود سازید حصار حواله نموده بیایم - شاه برای حصول ای امنبت که مرکوز طبیعت او بود به‌تبریز شتاننه رمنم خان گرجي ناظم آنرا که درا «نکام سپساار اپران بود با لشکر [ذر بایجان و گردهي ي در اعصن وان فرسناه - و چون ثیصر زوم بر اراد حاکم وان و توجه افواج ایران [ کاه گردید. + رتمی مذجي از ادسام‌ثااف نکاشنه باو پیغام داد - که بي وقوع امري که یب اعراف ازبس دودمان و باعث الخدام بوالهی ایران باشد حصار بقزاباش مپردر از عقل و دانش دور است - باید که ازین خواعش ناررا و ءزیمت نا مزا باز آمده دیگر پیرامون چنبن انديشاي باطل نگردد که ما آن ولیت را برای توعلی باو مفوف میذه‌ایم - چل هزار موار بک‌ک ار فرمناديم که اگر لشکر غزلباش نزدیک وان آید به نبردو پیگار دمار از روزگارش بر آورند - اتفافا ومول لذکر ایران و حشر روم یکمرتبه وافع ند - و پاشاي وان که برمیدرن

مذه ۴۷* | ( ۲ اول سال زسدم خا ن لز پست - رمدم خان هر حذل ر جدال و تدال کوشید (صسا کري از پیش تدوآزست درد - و ی ر دران آورد کاة بکشدی ۵۵ زا کام دصوب ذبریز برگشت ِ

رای و اصایت ندپیر - و فزولیی حفظ - و حراست مملکتت و فراژانیی داشت - هرگاه لشکر روم بر قزلباش می ۵ - ازانرو که شاه از پیکار گرننه وت - حنگک مواح» زمدکرل - و باحکام‌حصون و تخریت معال سر راه لشکر لیم و احراق فصیم و ءابق 5 مواضع و سد طرق |ذوفه می پرداخت - و بدین توت روحی تاکام پر مدگشت ۳ درینولا ۵5 سلطان مراد خان که بوفور جاعت و بسالت اتصاف داشدت فرصان ررای ولادت ررم گردید د و شا صفی حکم و ,مای ایران - قبصرررم باراد تسخیر ایروان و تبریز و بغداد که شاه عباس آنرا بعکر و تدبدر و حرب ر پیکار از دست‌رومدان کشیده بصرف در آررده بود منوجه گشت - و بر خلاف قانون نیاگار خویش که بي‌ساعةٌ عظیم و حادثة بصسیم از مسدقر اورنگ فرصان ده ی رموهه مه بي نمودند با لشکر امیر کوذه خان ود عاصره دمول 9 رک هفده سر دادن توب و تفنگ هنکامه کرزار گرم داشده دیوار حصار از حند حا بزمدن هموار

گردانید - طي‌ها سب دلی خان که از شدت *عاصوا و لب ادواچ ردم

ان مان ۶ سنه پ ۰۴ | سود | مده بول ر نیز سفاکي و بی باکیی‌شاه صفی ۹1 دردارة نواخنکان ِ سای جد خویش و مران آن درا بروي کار آورد او را هراسان داشت - بساطان مراد خان پیغام داد - که ار قلعه نشینان #جاآن ومال امان یابند صی با چندی که آرزوی ملازست داشته باشند در زمر؟ نوگران مذبب‌لک گردم - ۲ دیگرانمطلق العنان شوند - لعه را حوالة می‌نه‌ايم - و چون ملنمص او به پذیرائی‌رمید ررز پانزدهم از تاریخ معاصره حصار-هرد: سلطان را دید - و ازجا که در فزلباش‌بهفزودیی حسی شهرت داشت بیوسف پاشا موسوم گشت - ساطانفبط اپرران را به یزنة خود غلامی مرتضی پاشا نام باز گذاشنه بعزیست ففم دیگر ولایات کهدرین یساق پیش نماد همت گردانیده بود رکشت مود - و به تبریز که [هالیی ار مکان از شهر بر امده "جبال زینباری شده بودند رسیده سه روز توفف کرد - درب آثذا از نوشن والده خود که اژ |سذنجول ارسال داشنه بود دریافمت 2 جون دردن غیبدت فرنگیان ضلالت ]هنت برتعور مملکت روم هجوم آورد : رعدست و ماه را از دوریی فرمان گذار در تذبذب انداخنه اند و نزدیک است

؟

که تزازلی:قواءد ماک و دوامت راه یابد - بمجرد آگبي برین‌ماجرول پاستعچال تمام معاودت نه‌اید - بغابران قبصر از تبریز مراجعت دمود8 پسرعت هرچه تمامثر باسلنبول شذافت - و فرمان روای ایران که در چل فر«خری تبریز (قاست گزیده از کرت لشکر روم و سطوت مبارژان آن مرژر بوم قدم پیش نمیگذاشت عرصه را خالی یافنه تسخیر ایروان را دریی سال پیش نراد همت ساخت